X
تبلیغات
رایتل

کوچ طایفه تادخیری

در این پست در خصوص کوچ خواهم نوشت.کاری که برادر عزیزم آقای مجتبی هیودی در وبلاگ مندیر بهارون انجام دادند.هدف از نوشتن این مطالب،بازگو کردن داستان کوچ از قشلاق به ییلاق و بلعکس می باشد.روایتی که به حتم برای خیل عظیم دوستاران سنت های کهن بختیاری،شیرین و شنیدنی خواهد بود.تمامی این مطالب را از روی دست نوشته های آقای ضرغام رحیمی(پدرم)،به صورت آزاد برداشت کرده ام.آنچه مسلم است کمبودهایی در روایت اگر باشد برعهده ی من است چه اینکه لمس نشدن اتفاقات روی داده در مسیر کوچ،توسط اینجانب مزید بر علت خواهد شد.به هر حال روایت کوچ طایفه ی تادخیری را از این پست،و به امید خدا از پست های دیگر برایتان نقل خواهم کرد.امید آنکه مفید واقع گردد:

افراد مالmaal کم کم خود را برای حرکت مهیا می کنند.فروردین هر سال زمانی است که باید از قشلاق حرکت نمود و خود را به زمین های ییلاقی طایفه ی تادخیری یعنی منطقه ی ازنادرeznadar در جنوب اشترانکوه(استان لرستان) رساند.زمان حرکت،امروز؟،فردا؟،یا روزی دیگر؟.معمولا با توجه به مبارکی یک روز و با پشت سر نهادن "ستاره"،لحظه حرکت معین می شود.(بنا به اعتقاد عشایر،ستاره ی نحس،روزهای اول و دوم در شرق،روزهای سوم و چهارم در قبله،روزهای پنجم و ششم در غرب،روزهای هفتم و هشتم در شمال،روز نهم در آسمان و روز دهم در زمین می باشد!!

همه آماده ی کوچ می شوند.پیر و جوان،زن و مرد؛طایفه ی تادخیری می بایست به سمت محل از پیش تعیین شده یعنی مناطق ییلاقی لرستان حرکت کند.و از محل فعلی زندگی خود یعنی روستای دادا dada خارج شوند، (دادا از توابع دهستان سید محمود،بخش سردشت شهرستان دزفول،استان خوزستان می باشد).

بارو بنه و دیگر لوازم بار قاطر ها و الاغ ها می شود .دام ها را حرکت می دهند و آغاز کوچ؛اولین منزلگاهی که پس از خروج از روستای دادا برای استراحت وجود دارد،منطقه ی گرپه زراعgorpeh zera می باشد.این منطقه در 15 کیلومتری روستای دادا قرار دارد و به نوعی محل چرای دام طایفه ی تادخیری نیز به شمار می رود.پس از اطراق و باراندازی،به مدت یک شب به استراحت می پردازند و سپس مال به سمت منزلگاه دوم حرکت می کنند.در فاصله 20 کیلومتری از منزل اول،منطقه ی المونalmoon واقع شده است.اینجا به حد کافی برای احشام علوفه یافت می شود.خانوارهایی که همراه هم کوچ را آغاز کرده اند،به دستور بزرگ خود محل اطراق را تا زمان حرکت مجدد انتخاب می کنند.معمولا برای جلوگیری از خطر دزدان و یا جانوران وحشی،در کنار هم وبه صورت دایره وار بار می اندازند و افرادی نیز در تمام طول شب به نگهبانی از دام ها می پردازند.در اینجا می توان کمی و کاستی ها را که شاید بر اثر عجله در حرکت بوجود آمده باشد،رفع نمود.و سپس به سمت منزلگاه بعدی یعنی منطقه ی چلونcheloon حرکت کرد.چلون منطقه ی بهاره ی طایفه ی تادخیری می باشد.از این منطقه به بعد خطرات و تهدیدهای جدی تری متوجه مال می شود.پس بعد از چند روزی استراحت،و رفع نیازهای پیش آمده در طول سفر،آماده ی حرکت می شوند.آنچه ادامه ی حرکت را از چلون به سمت منزلگاه بعد پر خطر می نماید،وجود دزدان و غارتگرانی است که بر سر راه عشایر کمین زده اند.همچنین جانوران درنده ای از جمله خرس،گرگ،کفتار و حتی پلنگ بر خطرات کوچ می افزایند.استراحت زمان زیادی را به خود اختصاص نخواهد داد و باید به سرعت به سمت منزل بعد حرکت نمود پس از پشت سر نهادن یکی از صعب العبور ترین مسیرها و تحمل مشقت بسیار،مال به منطقه ی نودرnooder که در نزدیکی پل تاریخی و دیدنی پل کولpol e koul است ،می رسد.خانوارها از پل عبور می کنند و نیز عبور دام ها و دیگر احشام.سپس در محلی به نام مین کولmen koul که بین دو رودخانه بختیاری و آب سرخ قرار دارد بار می اندازند(به نظر می رسد گل آلود بودن بیش از حد رودخانه موجب شده است تا نام سرخه را بر آن بگذارند).به هر حال یک شب را بر روی صخره های سخت و ناهموار منطقه به سر برده،تا به نوعی خستگی راه را از تن به در کرده باشند.در این مکان پیش می آید که حلوایی هم نذر سِل سر کولsel e sare koul کنند.(در واقع سِل سر کول درخت زیتونی است که معلوم نیست به چه علت عشایر آن را مقدس می شمارند!!).از میان کوه های سر به فلک کشیده ی مین کول(میان کول)،به منطقه ی وسیع تری به نام سر کول رسیده و باراندازی می نمایند.ویژگی خاص این مرحله از کوچ این است که افراد پیاده ، احشام و گوسفند ها از یک مسیر کوتاه تر به نام گله ره به راه خود ادامه می دهند و سایرین باید به ناچار خود را به آب زده و خطرات زیادی را نیز متحمل شوند تا به سر کول برسند.البته این به آب زدن مخصوص مردان می باشد و پس از گذشتن از آب به زن و بچه ی خود ملحق می شوند.روز بعد نیز مال از گردنه های زیادی بالا و پایین رفته و پس از گذشت تقریبا 12 ساعت به منطقه ی چال نرکchaal nerek وارد می شوند.اطراق در این محل نیز بسیار کوتاه خواهد بود و از آنجا به گله گپهgaleh gapeh (گردنه ی بزرگ) و پس از آن گله گُچیرهgale kochireh (گردنه ی کوچک) می رسیم.بعد از گذشتن از این مناطق ،به دار درازهdar derazeh و سپس منطقه ی شول آباد shool abaad یا ززzaz وارد شده و پس از یک روز و عبور از رودخانه ی زز که یکی از رودخانه های سرد و تندآب بوده،به محل زندگی تابستانه طایفه ی تادخیری،یعنی چکان chakan و دهقادیdehghadi می رسیم.تقریبا به پایان کوچ نزدیک می شویم پس چند روز توقف از گله چکان به دامنه ی اشترانکوه و در نزدیکی گهرgahar (دریاچه ی گهر از توابع شهرستان دورود) می رسیم .در این مکان به مدت تقریبی 2 ماه دام های طایفه ی تادخیری،به "چرا" می پردازند و دوباره مال به سمت  منطقه ی چکان و دهقادی حرکت می کند.آب و هوای خوب و درختان متنوع از خصوصیات این منطقه می باشد.همچنین زمین های زراعی نیز در این منطقه قرار دارد که احتیاج خانوارهای تادخیری را تا حدودی بر طرف می سازد.این سکونت تا اوایل مهرماه به طول می انجامد و پس از آن کوچ بهاره به سمت قشلاق آغاز می گردد

(در پایان برای برخی از نام ها و مناطق،توضیح اضافی را در نظر گرفته ام که امیدوارم مفید واقع گردد)

..............................................................................................................................................

1- المون almoon : از لحاظ موقعیت جغرافیای،در امتداد کوه سالن،(از ارتفاعات شمال خوزستان)واقع شده است.آب و هوای نیمه گرمسیری،دارای آب فراوان و درختان سربفلک کشیده ی چنار و همچنین توت،انگور،انجیر وحشی و...می باشد.در این منطقه برخی آثار و ابنیه تاریخی نیز به چشم می خورد.از جمله وجود مسیر آب که در دل کوه از ساروج ساخته شده است.در منطقه ی المون یک قدمگاه و یک آرامگاه بنام محمد امام معروف به مد امم mad amom وجود دارد که خیلی از افراد به آن اعتقاد داشته و به هنگام کوچ و عبور از کنار این آرامگاه به ادای نذر می پردازند.

2-چلون cheloon :منطقه ی چلون یک منطقه ی سرسبز و پوشیده از درختان بلوط،نارون ،کلخنگ،ارژن و غیره می باشد.چلون دارای چشمه های فراوان و طبیعتی بسیار زیبا می باشد.آرامگاه دو امام زاده به نام های فداله بن عمران و احمد بن فداله،از نوادگان امام موسی کاظم علیه السلام در این منطقه قرار دارد.به هنگام عبور مال (در زمان کوچ)،مردم دام نذری خود را به نیت این دو امام زاده قربانی می کنند.به این منظور محلی به نام خیراتگه kheyratgah وجود داشته که محل ادای نذر و مراسم خیرات جهت درگذشتگان بوده است.در اطراف این امام زاده ها سادات زیادی زندگی می کنند و گروهی از مردم نیز نذورات خود را به این سادات می دهند. 

3-نودرnooder :منطقه نودر در 5 کیلومتری گذرگاه معروف پل کولpol e koul واقع شده است.وجود اثار تاریخی از جمله آب انبار و آثار به جا مانده از دیوارهای آجری که در نوع و ظاهر بسیار شبیه آجرهای به کار رفته در بنای چغازنبیل می باشند،قابل توجه است.در سالهای اخیر نیز توسط برخی کشاورزان،خمره هایی کشف شد که حاوی اسکلت انسان بوده اند.ولی متاسفانه تا کنون هیچ اقدامی از سوی مسئولین میراث فرهنگی صورت نگرفته است.دراین منطقه رگه ای از گرانیت وجود دارد که از کوهپایه ی کینزاkineza تا منطقه ی دره کایدdarreh kayed به طول 10 الی 12 کیلومتر کشیده شده است

4-کولkoul :فاصله ی بین دو کوه که با ارتفاع بلند بسیار به هم نزدیک باشند

5-پل کولpol e koul :این پل که اخیرا بر اثر سیلاب های متعدد تخریب شده است بنا به نقل کتاب تاریخ بختیاری توسط فردی به نام خلیل خان بختیاری بر روی رودخانه ی بختیاری(دز)،واقع شده است هر چند که در سالیان بعد توسط افراد دیگری مورد بازسازی و مرمت های اساسی قرار گرفته است.این پل دارای 9 ستون قطور و تنومند بوده که اخیرا بر اثر بارندگی های شدید و جاری شدن سیل،برخی از ستون ها(طاق)آن تخریب شده اند.ستون های پل دارای ارتفاع 6 الی 8 متر می باشند و سطح رویی آن به اندازه ی 3 متر پهنا دارد.عبور از این پل همواره با خطرات بیشمار ازجمله سقوط انسان و یا دام همراه بوده است

6-سل سر کولsel e sare koul :این مکان پس از پل کول واقع شده است،در اینجا درختی وجود دارد که بعنوان درختی مقدس مورد احترام عشایر کوچ رو قرار می گیرد.وبعضا خیراتی هم در نظر گرفته می شودو حتی پیش می آید که به سل سر کول نیز قسم یاد می شود

7-شول آبادshool abad :منطقه ی شول آباد در استان لرستان واقع شده است و از سالها قبل محل حکمرانی بزرگان منطقه بوده است.شول آباد مرکز بخش زز و ماهروzaz o maroo می باشد.زمین این منطقه مساعد کشاورزی و دامداری است و از آب و هوای خوبی نیز برخوردار است.بارگاهی معروف به سه گنبدان در شول آباد قرار دارد که به سه فرزندان (سه فرزند امام موسی کاظم) نیز معرف می باشد و محلی سیاحتی و زیارتی به شمار می رود

8-چکانchakan:منطقه ای با طبیعت بسیار دیدنی و یک آبشار زیبا که متاسفانه هنوز به خوبی معرفی نشده است.این آبشار با ارتفاع نزدیک به 50 متر از دل کوه به پایین سرازیر می شود و منظره ای بس دیدنی را بوجود می آورد.در مسیر رودخانه درختان گردو، چنار،زالزالک،تمشک،وغیره وجود دارد که بوسیله ی این رودخانه آبیاری می شوند.در ضمن آثاری نیز از آسیاب های آبی قدیمی که تا قبل از انقلاب هم فعال بوده اند،وجود دارد.

نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نظر بدهید
نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد